close
تبلیغات در اینترنت
دماوند,ایران,بلندی های ایران,گزارش صعودبه دماوند,مسیرهای صعودبه دماوند
گروه کوهنوردی آریا بندر انزلی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


گروه کوهنوردی آریا به عنوان اولین گروه رسمی هیئت کوهنوردی بندر انزلی در راستای توسعه و ترویج این ورزش و جذب و تشویق افراد مخصوصا جوانان در استفاده کامل تر از طبیعت در جهت متعالی نمودن جسم و روح خود سال 1380 فعالیت خود را آغاز نمود و از آن تاریخ تا کنون پس از پشت سر گذاشتن مشکلات بیشماری علیرغم جمعیت کم شهرستان و فقدان کوه و توجه گسترده عمومی به بسیاری از رشته های ورزشی مخصوصا قایقرانی و فوتبال توانسته حضوری قابل قبول در عرصه کوهنوردی کشور داشته باشدو.........

پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد



 

 

گزارش صعود به قله دماوند 93

 

 

 

 

در ادامه مطلب گزارش صعود قرار گرفته که در صورت تمایل برای دیدن عکس فایل زیر را دانلود کنید ..لینک دانلود به صورت pdf  قرار داده شده که میتوانید از  ↓این لینک  استفاده کنید 

با تشکر

 

 

 

 



 

به نام خدا

صعود به دماوند - مرداد 93

طولانی ترین و فنی ترین مسیر صعود به قله

جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه

    گزارش برنامه:

    نویسنده:رضا آهنین جان

    نفرات صعود کننده:

1.    رضا آهنین جان(سرپرست برنامه)

2.    داوود کریم بخش

3.    هادی جوادی

4.    علی ستوده

5.    ابراهیم ساحلی

6.    رامین شیر جهانی

 روستای گزانه در مسیر جاده هراز به تهران قرار دارد و ارتفاع این روستا 1840 متر میباشد.

مسیر شرقی دماوند در واقع طولانیترین مسیر قله بوده و به سبب عبور از یخچالهای نزدیک قله و ارتفاع بالای جانپناه آن (4400 متر) و همچنین طولانی بودن مسیر دستیابی به جانپناه تخت فریدون ، جزو مسیرهای مشکل این قله محسوب شده و پا نهادن در این مسیر ، برنامه ریزی و جسارت خاص خودش را می طلبد.که از مسیر شرقی آغاز و در مسیر شمال شرق به پناهگاه تخت فریدون میرسد.

روز اول 29 مرداد :

وقتی وارد روستا شدیم پس از کمی پرس و جو توانستیم حسینیه ابوالفضل رو پیدا کنیم وماشین ها رو در اون نقطه پارک کنیم ، وپیرمرد مهربانی آمد وگفت که از ماشین ها مراقبت خواهد کرد، وما مشغول خوردن صبحانه شدیم و سپس کوله ها رو جمع وجور کردیم وآماده حرکت شدیم، از پیرمرد مسیر حرکت کوهنوردان رو پرسیدیم و ما رو راهنمایی کرد که تابلو های علامت گذاری دماوند را بگیریم و حرکت کنیم .

ساعت 8:15 حرکت کردیم و بعد از گذر از تابلو ها رسیدیم به یک دوراهی ، که یه مسیر به سمت پایین و رودخانه است و یه مسیر به سمت باغ های روستا که مسیر سمت چپ یعنی باغ ها درست است. این مسیر پاکوب ، مارو رسوند به یه پل چوبی که روی مسیر رودخانه بود و از رویش رد شدیم ورفتیم به سمت راست رودخانه که وارد پاکوب کوچکی میشود ما رو رسوند به یه منطقه تقریبا جنگلی، که در بعضی از نقاطش آب از بالا دست به سمت پایین می آید وتقریبا قابل خوردن است ، آخرین نقطه علامت گذاری شده با تابلو دماوند در همین جاست و دیگه علامتی وجود ندارد وعلامتی دیگر وجود ندارد از اینجا به بعد پوشش جنگلی نیست وارد یک پاکوب کوچک میشوید که درستش این است که به سمت بالای تپه ها بروید و ارتفاع را زیاد کنید از اینجا وارد منطقه ای میشوید که شن نرم به صورت پوکه سفید است ، سمت چپتان دره عمیق وسمت راست تپه ها وارتفاع زیاد، شما به صورت تراورس باید این منطقه رو رد کنید که خیلی هم مشکل است ، بعد از گذر این مسیر به آبشار بزرگی در دست چپتان میرسید که پایین دره نمایان است ، همین پاکوب را ادامه میدهید تا به منطقه ای میرسید که یک درخت بزرگ دارد وزیر آن یک وان حمام ویک آبریز که داخل آن را از آب پر میکند البته زمانی که ما رسیدیم آب جوش سرازیر میشد ، چون از بالا دست می آمد وبه خاطر گرمای محیط آب آن هم گرم میشد.

ساعت 10:12 در ارتفاع 1989 متر به این نقطه رسیدیم ، بعد از کمی استراحت و خوردن تنقلات ، حرکت رو شروع کردیم از اینجا تا منطقه استله سر دیگر آبی وجود ندارد. زمانی که در پاکوب کوچک قرار میگیرید در دور دست تپه سنگی بزرگ ویک پرتگاه سفید رنگ که به گمانم از جنس پودر آهک باشد به صورت سفید نمایان است و دماوند هم در سمت چپ این مناظر می درخشد، باید همین پاکوب را ادامه دهید به سمت همین نقاط خوشبختانه وقتی وارد پاکوب هستید شما را به سمت همان منطقه هدایت میکند، ساعت 11:35 درارتفاع 2236 متر یک استراحتی کردیم که یک تیم از تهران هم در آنجا بود وبعد از احوال پرسی به راه افتادیم، خلاصه گردنه روبرو را رد کردیم ودر ساعت 2:10 عصر در ارتفاع 2730 متر به منطقه استله سر که گوسفند سرا هم هست رسیدیم ، این منطقه به دشت شقایق هم معروف است، در اینجا آب بسیار خنک وزلالی هست که روح آدم بعد از آن گرما جلا پیدا میکند

نکته خیلی مهم :

از اینجا بهترین مسیر صعود این هست که به سمت یال کوه سمت راستی بکشید بالا واز خط الراس به سمت پناهگاه وقله منار حرکت کنید ، درست ترین حالت همین هست.

به هر حال ما چون این موضوع را نمیدانستیم و بعد متوجه شدیم به سمت شیب بالای استله سر حرکت کردیم در اینجا سنگ های بزرگ با همراه شن اسکیِ خیلی زیادی است ، که ما کشیدیم به سمت بالا ، سه قله با هم در سمت چپ شما است که بلندترین و سمت چپی آن قله منار است که در این مسیر باید تراورس کرد ما همین کار را کردیم که واقعا کار بسیار سخت و سنگینی است و توان آدم را میگیرد بعد از دو استراحت به محل چشمه سهند شیرقلیان رسیدیم. ساعت 6:56 ارتفاع 3573 متر که زیر سنگ بزرگی یک چشمه آب باریکی وجود دارد از این منطقه بعد از استراحت به سمت یال قله منار بالا کشیدیم ، سختی روز اول تازه از این به بعد داشت شروع میشد وقتی از سنگ ها و صخره های بزرگ بالا رفتیم ،رسیدیم به زیر یال که شن اسکی بسیار سنگینی داشت ، هوا کم کم رو به تاریکی بود و به یک باره سرما داشت شروع میشد که در شیب تند یال قله منار گیر افتاده بودیم.

دو نفر از بچه ها این شرایط را قبلا تجربه نکرده بودند وخیلی ترسیده بودند ولی به هر حال با تذکر و روحیه دادن به آن ها سریع دستکش و چراغ پیشانی رو آماده کردند وشروع به بالا رفتن از این منطقه کردیم ، واقعا خیلی سخت بود هر یک متر بالا میرفتیم دوباره سر میخوردیم و پایین می آمدیم ، خصوصا که یکی از بچه ها توانش را از دست داده بود و ترسیده بود که نمیتونست خودش رو بالا بکشه که به ناچار با داد زدن سرش و ایجاد روحیه دادن تونست تکانی بخوره و بیاد بالا ، من کمی جلو تر حرکت کردم و بعد از حدود 1:30 تلاش در تاریکی شب تونستم یال قله را پیدا کنم وبچه ها رو خبر کردم ، دومین نفر رامین رسید که دیگه حال نداشت و تخلیه شده بود ، من اطراف رو گشتم تا پناهگاه رو پیدا کنم متاسفانه هیچ اثری ازش ندیدم ، خلاصه تصمیم گرفتم که همان جا چادر رو برپا کنیم تا شب رو بگذرونیم، ساعت حدود 9:30 شب بود ارتفاع 3022 متر ، باد سردی می آمد یکم پایین تر مکانی رو آماده کردم کمی شیب داشت ولی از هیچی بهتر بود.

سنگ هارو کنار زدم و کف زمین رو آماده کردم، رامین حالش بهم خورده بود یکم موندم تا خوب شد بعد باهاش چادر رو زدیم ، کم کم علی و هادی هم اومدن داوود وابی هم پایین تر زیر شن اسکی ماندند وشب رو همانجا گذروندند ، ما یه چای خوردیم وسریع سوپ آماده کردیم وشام خوردیم و تو اون شرایط سخت گرفتیم خوابیدیم ساعت از 10 شب گذشته بود.

روز دوم 30 مرداد :

ساعت 8:10 صبح از خواب بیدار شدیم ، آفتاب همه جا رو روشن کرده بود اومد بیرون دیدم داوود رسیده رو یال و ابی هم نزدیک یال بود اونا تو روشنایی روز پاکوب اصلی کنار قله را پیدا کردند و راحت تر اومدند بالا خلاصه همه جمع شدیم ذخیره آبمان تمام شده بود من پناهگاه رو پیدا کرده بودم از ماخیلی فاصله داشت ما تو ارتفاع 3022 متر بودیم وپناهگاه تو 4000 متر ، تمام جای آب هارو وارسی کردم کلا به اندازه دو عدد آب معدنی کوچک که هر کدام به اندازه نصف آب داشت برامون باقی مونده بود ، یکی رو داوود داشت ویکی رو هادی ، برای خودم تخمین زمان و مسیر تا پناهگاه رو زدم وحساب کردم که کجا ها باید هر نفر یه جرعه آب بنوشه ، خلاصه چادر رو جمع کردیم و داوود و علی و ابی رو جلو تر فرستادم ومن و هادی و رامین با تاخیر حرکت کردیم ، ساعت 9:24 صبح حرکت شروع شد و روی یال قله حرکت کردیم دیگه تشنگی بدجورداشت فشار می آورد باید جرعه جرعه آب مصرف می کردیم ، چاره ای نداشتیم خلاصه به بچه ها رسیدیم تصمیم بر این شد که اول تو پناهگاه استراحت کنیم و بعد یه تیم به سمت قله حرکت کنه و به امید خدا قله رو فتح کنه ، باهر سختی که بود ساعت 10:53 رسیدیم به تخته فریدون ارتفاع  4000 متر .

تیم های دیگه ای اونجا بودن که وقتی شرایط ما رو دیدین اومدن به کمک ما و سریع آب آوردند که این صحنه واقعا برام خوشایند بود ، حس کمک به هم نوع و کوه نوردی زیبا بود خلاصه رفع عطش شد ویکم استراحت کردیم تا حالمون جا اومد و بعد سریع با رامین چادر رو بربا کردیم ، داوود اینا هم رسیدند وچادر دوم هم بر پا شد وبعد یه چایی تمییز که خیلی هم چسبید حالمان را جا آورد ، تصمیم گرفتم با توجه به حال عمومی بچه ها دو نفر با خودم رو برای صعود آماده کنم ، من و رامین و هادی برای صعود و بقیه باید میموندن چون حالشون برای بالا اومدن مناسب نبود ، بعد استراحت کامل و خوردن ناهار و یه چایی دیگه کم کم آماده رفتن شدیم.

نکته :

در پناهگاه آب وجود ندارد بلکه باید از یخچال پایین پناهگاه آب را تامین کرد که ناگفته نماند که بنده خدا علی زحمت تامین آب گروه را به عهده گرفت که واقعا دستش درد نکنه کار بزرگی بود.

آب به اندازه کافی برداشته شد و یه نفر از بچه های ایلام هم خواست با ما بیاید ، شرایط اون رو پرسیدم و طبق گفته خودش آماده بود ، دیگه کم کم تمام گروه ها داشتند می آمدند پایین و یه سری هم نیمه کاره صعود رو رها کرده بودند به دلیل فشار وارده ، ما ساعت 1:40 عصر به سمت قله به راه افتادیم ، با گروه های مختلف تو راه صحبت میکردیم و وضعیت هوا رو روی قله ازشون میپرسیدیم ، طبق آماری که توسط تلفن از آقای منفرد گرفته بودم امشب روی قله هوا به 10- درجه زیر صفر میرسید پس باید عجله میکردیم ولی با توجه به اوضاع ،با گام کاملا آروم و راحت به مسیر ادامه دادیم ، هوا مه گرفته بود ، شرایط متقیر بود ، کمی مه ، کمی آفتاب ، بعد از یک مرحله استراحت ساعت 3:42 به یه منطقه برف آبی رسیدیم که برف یخچال اون داشت آب میشد و آب بسیار سردی هم با فشار به سمت پایین سرازیر میشد. ارتفاع 4895 متر شده بود ساعت 4:16 ما مرز 5038 متر رو گذروندیم یکم بالا تر به تیم فراز تهران که تازه داشت برمیگشت رسیدیم و احوال پرسی کردیم من به اونا گفتم که ما چهار نفر داریم میریم بالا محض احتیاط حواسشون باشه که تا شب اگر بر نگشتیم برای نجات اقدام کنند واون ها هم قبول کردند. بعد از کمی استراحت حرکت کردیم هوا مرتب در تغییر بود کمی مه ، بعد کمی آفتاب ، تو ارتفاع 5538 متر بودیم که کم کم دونه های برف رو احساس کردیم خیلی ضعیف برف می آمد ساعت شده بود 7:05 عصر ، بچه ها توانشون رو خیلی از دست داده بودند ، از اینجا من شروع کردم با صدای بلند به اون ها روحیه دادن ، که شما میتونید ، توانش رو دارید ، دیگه چیزی نمونده ، قله بالای سرمونه وهر چی که به ذهنم میرسید برای روحیه دادن به اون ها میگفتم ودر چند نقطه شروع به ماساژ صورت ودست های هادی و رامین و دوست ایلامی ما که اسمش کوروش بود دادم . وکمی حالشون رو جا آوردم.

فوران گوگرد در مسیر جنوبی کاملا مشهود بود هوا دیگه کاملا صاف و تمییز شده بود غروب آفتاب چقدر زیبا بود، تمام قلل 4000 متر اطراف زیر پای ما از جمله توچال کاملا معلوم بود . دیگه بچه ها حرکتشون کند شده بود و من کمی جلو تر رفتم وبه قله رسیدم واز اونجا فورا به اون ها اعلام کردم که دیگه رسیدیم وبچه ها روحیه گرفتند و کمی راحت تر بالا اومدن خلاصه ساعت 7:40 عصر در ارتفاع 5671 متر قله دماوند رو فتح کردیم اون تصویری که از بالا ما میدیدیم واقعا قابل وصف نیست چقدر زیبا و با عظمت بود ، هوا هر لحظه داشت سرد تر میشد سریع عکس ها رو گرفتیم ، یک تیم هم روی قله چادر زده بودند وتمرین ارتفاع داشتند میکردند ، دیگه هوا بد جور داشت سرد میشد.

ساعت 8:15 عصر بود که به سمت پایین سرازیر شدیم ، تمام حواسم روی GPS بود که مسیر رو گم نکنیم دیگه هوا تاریک شده بود که به 4900 متر رسیدیم ، خیلی هوا سرد شده بود لباس ها رو زیاد کردیم تا دمای بدن رو از دست ندیم.

بعد از چند مرحله استراحت اومدیم آب بخوریم دیدیم جای آبمون یخ زده،جالب بود از سرمای زیاد ،که در حرکت بودیم تقریبا گرم بودیم و افت دما رو زیاد حس نمیکردیم ولی دما تقریبا تا 6- پایین اومده بود خلاصه به هر صورت با سختی زیاد تو پاکوب به کمک GPS قرار گرفتیم و دیگر ارتفاع رو به 4700 متر رسونده بودیم که چراغهای چادرها از دور نمایان شد و بچه های پایین که نور چراغ پیشانی ما رو دیدن بما علامت میدادن،که دارید نزدیک میشید.

خیلی برام این صحنه جالب بود خلاصه در ساعت 11:20 شب با تمام سختی به پناهگاه رسیدیم و بعد از احوالپرسی ،سریع علی چایی داغ برامون آماده کرد. دیگر توانی نداشتیم و بعد از خوردن چایی شروع به گرم کردن سوپ کردیم و یه شام دل چسب رو مهیا کردیم،و حسابی انرژی کسب کردیم حدودا ساعت 12:30 شب میشد که برای خواب آماده شدیم و یک روز خیلی سخت رو پشت سر گذاشتیم.

روز سوم 31 مرداد:

صبح جمعه هوا آفتاب زده و باد شدیدی میزد ساعت 7:10 صبح ،منتظریم تا کمی باد افت کند و بعد حرکت کنیم،تو این فرصت شروع به خوردن صبحانه کردیم و حسابی جای همه خالی صبحانه خوردیم ،چند تا تیم که صبح زود به سمت قله رفته بودند بخاطر بدی هوا داشتند برمیگشتند و نتونسته بودند به سمت بالا حرکت کنند،خلاصه بعد از جمع کردن چادرها و آماده شدن و گرفتن عکس دسته جمعی ساعت 9 صبح حرکت به سمت پایین رو آغاز کردیم.

نکته:

از اینجا به بعد تصمیم گرفتم که دیگر به سمت گزانه نریم و مسیر رو تغییر دادم، که واقعا تصمیم درستی بود و به سمت روستای ناندل حرکت کردیم که با آقای صالحی در این روستا تلفنی هماهنگ کردم( تلفن آقای صالحی این شماره است 09111254045) که یه نیسان به منطقه گردنه سر بفرستد و از اونجا با ماشین به گزانه بریم.

این مسیر خیلی راحت تر از مسیر گزانه است،مسیر کاملا مشخص و توام با سنگ لاخ ولی تقریبا خوب بود .

ساعت 9:45 به یه  چمن زار  رسیدیم ،ارتفاع 4127 متر وبعد از استراحت به سمت پایین حرکت کردیم ،ساعت 11:16 در ارتفاع 3331 متر یه منطقه باز چمن بود که دوباره استراحت کردیم ،و ساعت 11:55 در ارتفاع 2937 متر به منطقه گردنه سر رسیدیم،که اونجا یه نیسان منتظر ما بود که آقای صالحی زحمت کشیده و فرستاده بودند.

لحظه خوشایندی بود خلاصه از اینجا ماشین سواری آغاز شد به هر سمتی که میرفتیم قله زیبای دماوند رو میدیدیم خلاصه از ناندل گذر کردیم و در مسیر گزانه قرار گرفتیم ،بعد از کلی جاده های پیچ در پیچ ساعت 2 عصر به روستای

 

گزانه رسیدیم،و بعد از آوردن ماشینهای خودمون رفتیم به سمت لاریجان و آب گرم و بعدا نهار حسابی و مفصل با کباب ،و بعد به سمت انزلی حرکت کردیم که ساعت حدود 1:30 شب بود که در میدان مالا دوستان آریایی ما و هیئت کوهنوردی به استقبال ما آمده بودند و با دسته گل و شیرینی ورودمون رو خیر مقدم گفتند که خیلی برام زیبا بود.




نوع مطلب : گزارش صعود، کوهنوردی، 
برچسب ها :

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 14
تعداد بازدید مطلب : 72
دوشنبه 07 مهر 1393 :: 12:10